|
گفتارهایی درباره ی طبیعت
|
پس از احداث جادهي روستاي كهنهده در جنگلهاي تحت مديريت ادارهي منابع طبيعي نوشهر و در جنگل خيرود كه در حال حاضر دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، مجري آن است؛ كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران، گزارشي در روزنامهي اعتماد ملي در تاریخ ۲۴/۶/۱۳۸۶منتشر نمود. جوابيهي اين نامه كه از اعضاي شوراي اسلامي روستاي كهنهده به روزنامهي مذكور فرستاده شده بود در تاريخ ۲/۷/۱۳۸۶ منتشر شد. اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي مذكور در اين جوابيه مطالب متعددي را بيان نموده بودند. شايد لازم بود براي روشن شدن برخي مطالب آن، جوابيهاي از طرف دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران و سازمان حفاظت محيط زيست منتشر ميشد. اما تا اين زمان هيچ حركتي ديده نشده است. با اين توضيح، كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران لازم مي بينيد كه براي توضيح بيشتر مساله، مطلب زير را انتشار دهد.
كتاب و كتابخواني يكي از نیازها و دغدغههاي جوامع امروزي است. زيرا باعث تكامل فكر انسانها ميشوند. به خصوص اگر بتوانيم نسل فرداي سرزمين مان را با آن مانوس كنيم. آشنايي كودكان و نوجوانان امروز با مسايل دنياي جديد، انسان و انسانيت و وظايف انسانی، اخلاق، تعهد، آزادي، محيط زيست و غيره با خواندن كتاب عمق مي يابد. بنابراين سرمايهگذاري در اين زمينه، سرمايهگذاري براي نسل فرداي مملكت ماست.
چه خوب خواهد بود اگر ما نيز همانند دوست عزيز، آقاي احمد وليپور، به فكر تجهيز كتابخانههاي مدارسي باشيم كه مي شنناسيم و خود را ملزم بدانيم كه به فكر رشد آگاهيهاي نسل پس از خود باشيم.
نوشتهي زير متن نامهاي است؛ كه توسط اين دوست گرامي براي تشكر از كساني كه در اقدام نوآورانهي ايشان جهت تهيهي كتاب براي مدارس يكي از روستاهاي كشور شركت كردهاند؛ فراهم شده است. احمد وليپور علاوه بر اين نامه، تعدادي عكس هم از هنگام اهداي اين سرمايهي فرهنگي فراهم نموده و از من خواسته است كه آنها را در اين صفحات منتشر نمايم. تا هم تشكري باشد از كساني كه در اين اقدام شركت داشتهاند و هم سرمشقي براي ما.
پس اين شما و اين هم نامه و عكسهاي آقاي وليپور.
مثل اینکه آهنگ تحریب محیط زیست کشور که تا حالا غالبا توسط افراد ناآشنا و کم ارتباط با محیط زیست انجام می شد، به سویی می رود؛ که نهادهایی که خود بیشترین رابطه را با محیط زیست دارند و پاسداری و پاسبانی علمی و عملی از آن را به دیگر انسان ها می آموزند، کمر همت به نابودی آن بسته اند. در تازه ترین مورد از این اقدامات، باخبر شدم که دانشکده ی منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس در شهر نور استان مازندران که یکی از معدود لکه های باقی مانده از جنگل های جلگه ای خزر در محوطه ی آن باقی مانده است در اقدامی غیرمسولانه، شروع به ساختن جاده در این لکه، نموده است تا راه دانشجویان را از خوابگاه دانشجویی به محوطه ی آموزشی چند دقیقه ای کوتاه تر نماید. قابل ذکر است که این محوطه، رویشگاه گونه هایی همچون شمشاد و سفیدلت است. که قطع آن ها بر اساس قانون حفاظت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور مصوب سال ۱۳۷۱ ممنوع است. و در آن دانشکده نیز رشته هایی همچون جنگلداری و محیط زیست در حد تحصیلات تکمیلی، دانشجو تربیت می شود.
خوشبختانه، دانشجویان مانع از ادامه ی این عمل شده اند. با حضور مامورین منابع طبیعی و تهیه ی پرونده ی تخلف برای ان دانشکده ی محترم، مسولین علت این اقدام را دانشجویان دانسته و قصد دارند با پرونده سازی، آنها را در کمیته ی دانشجویی تنبیه کنند. من نیز ضمن حمایت از اقدام دانشجویان عزیزی که مانع از ادامه ی این اقدام غیرمسوولانه شده اند. از تمامی دوستان تقاضا دارم، برای خواندن متن کامل خبر و حمایت از اقدام دانشجویان دانشکده ی منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس به وبلاگ آقای هرمز سهرابی مراجعه نمایند.
روزهای تابستان امسال، روزهای خوبی برای محیط زیست ایران نبود. به طوری که هر روزچندین خبر بد از وضعیت زیست محیطی کشور را در روزنامه ها و وبلاگ ها می دیدیم. شاید فکر کنیم که این همه، به دلیل سیاه نمایی (به قول بعضی ها) است. اما اگر برای یک بار هم شده، بنشینیم و فکر کنیم؛ می بینیم حجم خبرهای خوب یا اتفاقات مطلوب در حوزه ی محیط زیست کشور بسیار کمتر از اتفاقات ناگواری بود که هر روز در گوشه ای از مملکت در حال وقوع بود. بگذریم از چگونگی این رویدادها و اینکه چرا رشد افسار گسیخته، و نه توسعه، که همیشه با محیط زیست متناقض بوده در کنار رهاشدگی محیط زیست از طرف مسوولان و بی تدبیری و ترجیح منافع آنی بر منافع آتی مدیران و متولیان امور، باعث حال و روزی شده که می بینیم؛ می خوانیم یا می شنویم و بی تفاوت از کنار آن ها می گذریم.
با ابتكار يك امريكايي ايراني تبار و در حركتي جهاني قرار است كه بسياري از وبلاگ هاي جهان در روز بيست و سوم مهرماه ۱۳۸۶ برابر با پانزدهم اكتبر ۲۰۰۷ ، مطلبي در مورد محيط زيست بنويسند. تا حال حاضر كه چهارده روز به اين زمان باقي است ۶۳۷۳ وبلاگ از سراسر جهان آمادگي خود براي شركت در اين اقدام را اعلام كرده اند. براي كسب اطلاعات بيشتر در اين مورد به جناب مهندس درويش ، يك پزشك و صفحه ی اختصاصی این اقدام مراجعه كنيد.
بالاخره بعد از گذشت بیش از یک هفته از انتشار نامهی کمیتهي دانشجویی انجمن جنگلبانی ایران در مورد ساخت جاده در جنگل خیرود توسط اهالی روستای کهنهده، اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي مذكور جوابيه اي را براي روزنامهي اعتماد ملي ارسال كرده اند. از آنجا كه متن كامل نامهي انجمن جنگلباني در اين وبلاگ منتشر شد بنده نيز به تبعيت از قانون مطبوعات جوابيهي آن اعضاي محترم را در اينجا درج خواهم كرد. گرچه جوابيهي منتشر شده در روزنامهي اعتماد ملي همهي آن چيزي نيست كه اعضاي محترم شورا براي روزنامه ارسال كرده اند و بنابه نوشتهي مسول سرويس محيط زيست روزنامه، قسمتهايي از آن حذف شده است. بنابراين در صورتي كه در آينده متن كامل اين جوابيه نيز فراهم شود با كمال ميل آن را منتشر خواهم كرد. تنها چند نكتهي كوچك ميماند:
اول: هدف از اين نامه، نه مردم روستاي كهنهده، بلكه متوليان دولتي و مسولين ادارهي جنگلها بودند و انتظار حركتي از طرف آن نهادهاي محترم ميرفت. در حالي كه تا حال حاضر كوچكترين حركتي از آنها ديده نشده است. به نظر ميرسد رهاشدگي عرصههاي منابع طبيعي توسط آنها حتي در عرصهي مطبوعات نيز حاكم گشته است.
دوم: ما در آن نامه، اتهام ناصوابي متوجهي اهالي محترم روستا نكرده و بلكه با آنها همدردي كرديم در حالي كه جوابيهي منتشر شده به گونهاي است كه انگارهي برداشت ناصحيح از طرف اهالي را در ذهن تداعي ميكند.
سوم: اطلاعات اظهار شده در آن نامه، بر اساس مدارك كتبي و مستندي است كه منبع آنها در انتهاي گزارش ذكر شده است و چون بنده نيز در تهيهي بخشي از آنها همكاري داشتهام اطمينان دارم كه بسياري از آن اطلاعات، از خود اهالي (مخصوصا افراد مسن و باتجربه)جمعآوري شده است و همينطور به گفته هاي آنان اطمينان دارم.
چهارم: اين جانب اميدوار است كه با انتشار جوابيهي مذكور، حركتي نيز از طرف دستگاههاي دولتي متولي، در اين زمينه صورت گيرد. از اين جهت اقدام اعضاي محترم شورا به دليل مطرح كردن برخي موارد قابل تقدير است.
پنجم: اين مطالب، نظرات كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني نيست و در صورتي كه اعضاي كميته تشخيص دهند؛ به دليل مطرح شدن برخي موارد در جوابيهي مذكور، اطلاعات بيشتري منتشر خواهد شد.
در نهايت متن جوابيه ارسال شده به روزنامهي اعتماد ملي به تاريخ سهشنبه سوم مهر ۱۳۸۵ را بخوانيد.
خودم هم تا چند لحظه پیش که گزارش ایسنا را خواندم نمی دانستم که نهم شهریور روز یوزپلنگ ایرانی است. همینطور از دلایل این نامگذاری در این روز هم خبر ندارم. اما این را حداقل کاری می بینم که می توانستیم در این روز انجام دهیم. گزارش ایسنا را بخوانید.
مرگ "پایا" ، ناقوس انقراض را بار دیگر طنین انداز کرد . آیا فریاد رسی هست ؟
سلام
راستش این روزها یه حادثه ای که به دلیل کاهلی و ناکارایی مجموعه ای از نهادهای مرتبط با امور منابع طبیعی رخ داده ذهن من رو به خودش مشغول کرده و اون احداث جاده ی روستای کهنه ده از طرف اهالی اون بود که داستان طولانیش رو بعدا حتما خواهید فهمید.
خودم که اولین بار این خبر رو شنیدم برق از سرم پرید و بعد از مدتی فکر کردم چه کار می تونم بکنم. طبیعتا مانند بسیاری دیگر از دانشجویان تصمیم گرفتم که به زعمای قوم مراجعه کنم اما وقتی با برخورد عادی و خونسردی آنها رو به رو شدم تصمیم گرفتم موضوع رو از طریق دوستان وبلاگ نویس از جمله هومن روانبخش و دیده بان محیط زیست ایران پیگیری کنم. فکر می کنم در این روزها که محیط زیست ایران به شدت مورد هجوم قرار گرفته است که از نمونه های ان خشک شدن دریاچه ی بختگان و پارک ملی دریاچه ی ارومیه است و در حالی که نهادهای مرتبط خود شریک دزد شده اند یکی از آخرین تیرهایی که در ترکش علاقه مندان به مادر طبیعت باقی مانده خبر رسانی از طریق وبلاگها است (و من قبلا در جریان مساله ی منطقه ی جنگلی سراوان در استان گیلان به کارایی آنها به عنوان بخشی از نهادهای غیر دولتی پی برده بودم) چون در این صورت حداقل انعکاسی از یک اتفاق که با سرنوشت همه ی ما ارتباط داره صورت می گیره که می تونه برای تغییر مسر اون به یک نیروی به اندازه ی کافی قوی تبدیل بشه.
فکرم رو با هرمز در میان گذاشتم و همون وقت با هم اقدام به ایجاد دو تا وبلاگ کردیم. هدف اولیه ی ما اطلاع رسانی درباره ی موضوعات و مسایل محیط زیست ایران هستش و فکر می کنیم این حداقل کاری است که می تونیم انجام بدیم و از جمله ی این کارها اطلاع رسانی درباره ی موضوع کهنه ده که البته به توصیه ی دوستان فعلا داریم از کانال های دیگه کار رو دنبال می کنیم. اما در نهایت درباره ی اون هم مفصل مطلب خواهیم نوشت.
همونطور که هرمز نوشته شروع این کار به دلیل فاجعه ای که در قلب جنگلهای خزری و در جنگل آموزشی و پژوهشی دانشکده ی منابع طبیعی دانشگاه تهران در حال وقوع است خوشایند نیست اما من امیدوارم سرآغازی برای یک حرکت مثبت باشه
این سرآغاز نه چندان کوتاه ما بود امیدوارم دوستان بزرگتر اشتباهات احتمالی و لغزش های مسیر پیش رو را همیشه به ما گوشزد کنند با روی باز پذیرای نظرهایشن هستیم.