|
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)
|
پس از احداث جادهي روستاي كهنهده در جنگلهاي تحت مديريت ادارهي منابع طبيعي نوشهر و در جنگل خيرود كه در حال حاضر دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، مجري آن است؛ كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران، گزارشي در روزنامهي اعتماد ملي در تاریخ ۲۴/۶/۱۳۸۶منتشر نمود. جوابيهي اين نامه كه از اعضاي شوراي اسلامي روستاي كهنهده به روزنامهي مذكور فرستاده شده بود در تاريخ ۲/۷/۱۳۸۶ منتشر شد. اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي مذكور در اين جوابيه مطالب متعددي را بيان نموده بودند. شايد لازم بود براي روشن شدن برخي مطالب آن، جوابيهاي از طرف دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران و سازمان حفاظت محيط زيست منتشر ميشد. اما تا اين زمان هيچ حركتي ديده نشده است. با اين توضيح، كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران لازم مي بينيد كه براي توضيح بيشتر مساله، مطلب زير را انتشار دهد.
اين نامه نه در پاسخ، جوابيهي اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي كهنهده، بلكه براي بيان نكاتي ديگر از وضعيت منابع طبيعي اين سرزمين نوشته ميشود. به باور اعضاي كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران، وضعيت امروزي روستاي كهنهده و آنچه كه در آن در حال رخ دادن است؛ نمونه اي بارز و شاهدي اشكار از ناكارامدي مديريت منابع طبيعي كشور است. چرا كه اين مديريت بهجاي تلاش بههنگام در تشخيص مسايل و طراحي راهكارهاي عملي برطرف نمودن آنها، زمان و فرصتها را بهطور مداوم از دست ميدهد. كوتاهي در رسيدگي تا آنجا ادامه مييابد كه مسأله به بحران تبديل ميشود. يا بحران طبيعت سرزمينمان را در هم ميكوبد و يا لازم ميشود منابع بسيار زيادي براي مهار بحرانهايي كه در گذشتهاي نهچندان دور، تنها مسائل كوچكي بودهاند؛ صرف شود.
هدف از همهي اين نامهها، ناديده گرفتن فعاليتها، فداكاريها و پيشينهي تاريخي مردم روستاي كهنهده نيست. بلكه سوال ما از تمامي مسولين و متوليان دلسوز و متعهد اين است كه چرا بايد مسالهاي كه به گفتهي خود روستاييان قابل حل بود، امروزه به چنين سرانجامي ختم شود.
از اعضای محترم شورای اسلامی کهنهده بسيار سپاسگذاری میشود که با نوشتهی تند خود ضعف ما را در تشخيص حقيقت و بيان مفاهيم آَشکار کرده و فرصت اصلاح خويشتن را برايمان فراهم نمودند. با اين وجود شايسته میداند مطالب زير را به اطلاع رسانده شود
۱. در نامهی اوليه به هيچ وجه، توهينی به اهالی محترم روستای کهنهده نشده و حتی صبر و بردباری ايشان مورد ستايش قرار گرفته بود. مخاطبان آن نوشته سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری، سازمان حفاظت محيط زيست و دانشکده منابع طبيعی دانشگاه تهران بودند که به مسئوليتهای خويش در اين مورد بیتوجهی کردهاند. ای کاش اين مسئولان نيمی از مسئوليتپذيری آن شورای محترم را در کارهای سازمانی خويش احساس میکردند.
۲. شورای محترم اشاره داشتند که : "در دورهی فئوداليسم، مالک اصلی اين منطقه فردی بوده به نام مهدی باتمانقليچ و مردم ساکن در اين روستا به مساحت يکصد هکتار زمين زراعی و ۴۰ هکتار زمين آبی و افزون بر ۴۰۰ هکتار حق مرتع از فرد فوقالذکر خريداری نمودهاند." نکتهی جالب اينکه در معاملاتی که در آن زمان صورت ميگرفته تاکنون ذکر مساحت به "هکتار" ثبت نشده و چنانچه در آن معامله از اين واحد برای بيان مساحتها استفاده شده، شورای محترم میتواند آن نکته را هم بر مجموعه افتخارات آن روستا بيفزايد. نکتهی جالبتر آنکه بر اساس عکسهای هوايي سال ۱۳۳۴، در محدودهی مورد اشاره تنها لكهي بسيار كوچكي اراضی غير جنگلی قابل تشخيص بوده (اين لكه در عكس شمارهي 1 با پيكان مشخص شده است) و اين مساحت در عکسهای هوايي سال ۱۳۷۳ به ۴۵هکتار افزايش يافته است.
همچنين بر اساس جوابيه ي اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي كهنه ده، صورتجلسه کميسيون ماده ۵۶ که در سال ۱۳۷۶ محدودهي آن روستا را مورد بررسی قرار داده، مستثنيات(زمينهايي که دارای کاربری غير منابع طبيعی هستند) در محدودهی روستای کهنهده ابتدا معادل ۱۳۰ هکتار اعلام شد که با اعتراض اهلی موجه گشت. در بررسی مجدد مساحت مستثنيات را ۵۰ هکتار اعلام نموده که موجب تشديد اختلاف دوستان محلی و اداره کل منابع طبيعی گرديده. اميد میرود مديرکل" فهيم، متدين، دلسوز و دردآشنای مردم محروم" بتوانند بالاخره اين اختلافات را پايان دهند.
۳. شورای محترم تعداد خانوارهای روستای کهنهده را ۵۰ خانوار اعلام فرموده و خواستار توجه ما جنگلبانان کوچک به آمار سال ۱۳۸۵شدهاند. شايسته است به جدول زير که جمعيت روستای کهنهده را بر اساس اطلاعات مرکز آمار ايران ارايه میکند توجه فرمايند:
شايان ذکر است که بر اساس مطالعات پاياننامهی کارشناسیارشد آقای محسن نورزاد مقدم، روستای کهنهده در تابستان ۱۳۸۳ دارای ۴۳ باب منزل مسکونی، با معماری و ساختار سنتی مازندرانی است که بسيار زيبا و ارزشمند میباشند.
۴. نکتهی ديگر آنکه احداث راههای روستايي در جنگلهای انبوه غرب مازندران هرگز بدون قطع درخت مقدور نيست. بنابراين چنانچه ساخت جادهای به عنوان زيرساخت توسعه پايدار مورد نظر باشد شايسته است مسيريابی آن به نحوی انجام شود که کمينهی آسيب به رويشگاه جنگلی وارد شود؛ ولی قطع درختان پس از تأييد مسير و نشانهگذاری آنها توسط اداره کل منابع طبيعی، قابل قبول است. در درجهی اول تأکيد مینمايد که بر خلاف نوشتهی شورای محترم, مسير جادهی کهنهده جزيي از شبکهراههای جنگلی جنگل آموزشی- پژوهشی دانشکده منابع طبيعی نمیباشد (اين مسير در تصوير شمارهي 2 به طور تقريبي نشان داده شده است). در چنين شرايطی حتما" مدير کل منابع طبيعی غرب مازندران که در نوشتهی شورای محترم " انسانی فهيم، متدين، دلسوز و دردآشنای مردم محروم" معرفی شدهاند, نسبت به طراحی مسير مناسب و نشانهگذاری درختان آن اقدام فرمودهاند.
به هر صورت هنوز هم اهالی محترم روستای کهنهده و حتی اعضأ محترم شورای اسلامی آن مورد ستايش ما هستند؛ چرا که ايشان همواره در تلاش برای عمران و آبادی ايرانزمين بودهاند. مشکل اصلی با مسئولان مسئوليت گريزی است که در تحقق وظايف خود کوتاهی میکنند.
- چرا پيشنهاد اهالی محترم روستای کهنهده در سال ۱۳۸۴ برای خريد زمين توسط منابع طبيعی و يا جابهجايي مورد توجه قرار نگرفته و اجرا نشده است؟
- آيا مسير جاده مورد تأييد ادارهکل منابع طبيعی بوده و درختان مسير نشانهگذاری شده است؟
- مديرکل" فهيم، متدين، دلسوز و دردآشنای مردم محروم " چه انديشهای برای مهار پيامدهای منفی اين جاده داشتهاند؟ بالاخره تکليف مديريت اين قسمت از آبخيز ۴۵ با کيست و چرا تا کنون برای آن طرح جنگلداری تهيه نشده است؟
- سرپرست محترم جنگل آموزشی- پژوهشی در چه زمانی از اين واقعه خبردار شده و چه واکنشی نشان دادهاند؟ و اقداماتي كه پس از خبردار شدن انجام داده اند تا به حال چه بوده است؟
بايد توجه داشت که مشکل جادهسازی در جنگل، قطع چند درخت در مسير آن نيست، مشکل اصلی در پيامدهای احداث جاده، بدون تدبيرهای لازم برای مهار انها است.
هر روز در گوشه گوشهی طبيعت ايرانزمين هزاران اتفاق ناگوار میافتد که هيچ مسئولی مسئوليت آنرا بر عهده نميگيرد. مردم روستای کهنهده و طبيعت بیبديل البرز مرکزی نور چشم ما هستند. چرا نمیتوانيم پايداری طبيعت و ارتقأ کيفيت معيشت اين مردم را در اين سرزمين فراهم کنيم؟
شورای محترم روستای کهنهده، ما جنگلبانان، بهخصوص دانشآموختگان دانشکده منابع طبيعی دانشگاه تهران، تا زمانی که نتوانيم چنين تعادلی را در سرزمينمان فراهم کنيم؛ شايستهی تمام واژههايي هستيم که در نوشتهی خودتان به ما نسبت داديد، ولی در روزنامه چاپنشده بود.
مديرکل " فهيم، متدين، دلسوز و دردآشنای مردم محروم "، خواهشمند است جلسهای را با حضور شورای روستای کهنهده, سرپرست جنگل آموزشی- پژوهشی و متخصصان اجتماعی- اقتصادی گروه جنگلداری دانشگاه تهران و نيز کارشناسان معاونت محيط طبيعی سازمان حفاظت محيط زيست در محل روستای کهنهده تشکيل دهيد. بلکه بتوان پايداری را در اين گوشه از البرز مرکزی با ارتقأ کيفيت زندگی ساکنان آن در هم آميخت. اميد آنکه استادان محترم ما در دانشگاه تهران نيز حداقل زمانی را برای ادای وظايف خود به عنوان جنگلبان، آن هم در جنگلی که بايد الگوی مديريت پايدار باشد، اختصاص دهند.
مطلب بالا متن نامه ی کمیته ی دانشجویی انجمن جنگلبانی ایران است که در روزنامه ی اعتماد ملی روز شنبه تاریخ ۱۹/۸/۱۳۸۶ چاپ شده است. در ضمن می توانید نامه ی اول کمیته ی دانشجویی انجمن جنگلبانی و پاسخ اعضای محترم شورای اسلامی روستای کهنه ده را در سایر پست های این وبلاگ ببینید.

