|
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)
|
سلام
اول بگم كه بالاخره به سلامتي قراره اقداماتی در مورد جاده ی روستای کهنه ده در دانشكدهي منابع طبيعي صورت بگيره كه البته هنوز اصل اين ماجراي كهنه ده در نوبت چاپ در روزنامه است و ما هم مجبوريم چند روز ديگه صبر كنيم و اونوقت اگه نشد كه از طريق روزنامه منتشر بشه مجبوريم از طريق همين وبلاگ ها و با كمك دوستان اقدام كنيم.
دوم بگم كه جواب گوشهاي از ناداني خودم رو دربارهي اينكه چرا روز نهم شهريور روز يوزپلنگ ايراني است از مطلب دیده بان محیط زیست ایران گرفتم.
سوم: اما مسالهي مهمتري كه هست و مدتها است ذهن من رو به خودش مشغول كرده و به نوعي به تجمع پنجم شهريور در مقابل سازمان حفاظت محيط زييست نيز بر ميگرده بحت سازمانهاي غيره دولتي در مملكت ما است.
ميدانيم كه اين سازمانها به عنوان يكي از ملزومات جامعهي مدني و به عنوان ابزاري قوي براي نقد عملكرد دولتها در دنيا شناخته شدهاند و وظايفشان را انجام ميدهند. در كشور ما نيز بعد از دوم خرداد سال 1376 و تا حدي باز شدن فضاي سياسي، اين سازمانها به عنوان يكي از بازوهاي دموكراسي براي نقد دولت، به سرعت رشد كردند و البته از قبل از اين تاريخ هم تعداد محدودي از سازمانهاي غيره دولتي در كشور ما وجود داشتند كه بهتر است آنها را نيز از قلم نيندازيم.
گرچه اين سازمانها هنوز در كشور ما جوان هستند و به قول معروف راه درازي در پيش داريم اما به نظر ميرسد در طول اين مدت نه چندان كوتاه هم تجربيات خوبي در اين زمينه به دست آمده است. که توجه به آنها می تواند راهگشای آینده ی این نهادهای مدنی زیست محیطی باشد. به طور مثال در تجمع مذكور اكثر افراد به صورت مستقل شركت كرده بودند و كمتر شاهد حضور NGOs بوديم. چرا بايد چنين باشد؟ در حالي كه تعداد قابل توجهي از چنين نهادهايي در كشور وجود دارد.
به نظرم جواب اين سوال به نوعي به آسيبشناسي سازمان هاي غيره دولتي در ايران بر ميگردد و شايد لازم است در اين مورد تحليلهاي جدي صورت بگيرد. اما من در اينجا تنها بهيك مورد اشاره ميكنم و اميدوارم ساير دوستان نيز به اين مساله بپردازند و شايد فرصتي شد در آينده هم باز به اين مطلب بپردازم.
مساله اي كه ميخواهم بيان كنم اين است كه در كشور ما در فرايند ايرانيزه كردن اين سازمان هاي غيره دولتي، آنها به دولت وابسته شدهاند و بسياري از آنها به دلايل مختلف از دولت امكانات مالي و غيره ميگيرند از بودجههاي كه ساليانه به آنها پرداخت ميشود تا طرح هاي رنگارنگي كه به دلايل مختلف با كارفرمايي سازمان هاي دولتي متولي به اين سازمانهاي نقاد دولت واگذار ميشود. و تا استخدام اعضاي اين سازمانها در نهادهاي دولتياي كه زمينهي فعاليت اين NGOs هستند. حال چگونه سازماني كه از طريق دولت تامين ميشود یا اعضای آن در دستگاهی دولتی مرتبط با موضوع فعالیت خود شاغل هستند یا طرخی به کارفرمایی دستگاه های دولتی را انجام داده اند یا می دهند ميتواند وظيفهي اصلي خود به عنوان نقاد دولت را انجام دهد؟ به عنوان مثال بنده در همان تجمع مذكور شنيدم كهيكي از دوستان كه به قول خودشان يك سازمان غيره دولتي زيست محيطي دارند فضا را مناسب ديدهاند و از آقاي دكتر نجفي تقاضاي واگذاري طرح دارند تا بتوانند در اين زمينه فعاليت كنند! حال آيا چنين سازماني ميتواند در فردا روزي نقاد سازمان محيط زيست باشد؟ NGO ي كه امروزه مجري طرح سازمان محيط زيست است.
فكر ميكنم چنين بلايي گريبان بسياري از سازمان هاي غيره دولتي ما را گفته است. به همين دليل، دوستان عزيز عضو اين سازمانها وظيفهي اصلي خود را فراموش ميكنند و در پيچ و خم دنياي مادي گم ميشوند. و آنگاه وضعيت زمينهي فعاليت آنها از جمله محيط زيست چنين ميشود كه ميبينيم؛ پس يا برگزاري تجمع را اقدامي عبث دانسته و در آن شركت نمي كنند؛ مبادا كه براي آنها هزينهاي داشته باشد. يا نميتوانند خودشان را نقد كنند چون خود مجري، برنامهريز، مشاور و غيره بودهاند، يا اينكه اگر شركت كنند به صورت مستقل شركت ميكنند. البته در اينجا قصد تعميم به همهي سازمانهاي غيره دولتي را ندارم كه بعضي از انها در راه درست گام بر ميدارند و باز هم اين مساله تنها مورد از آسيب هاي سازمانهاي غيره دولتي نيست و ميتوان موارد ديگري نيز به آن اضافه كرد كه آن را به پست هاي بعدي ميگذارم.