|
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)
|
روزهای تابستان امسال، روزهای خوبی برای محیط زیست ایران نبود. به طوری که هر روزچندین خبر بد از وضعیت زیست محیطی کشور را در روزنامه ها و وبلاگ ها می دیدیم. شاید فکر کنیم که این همه، به دلیل سیاه نمایی (به قول بعضی ها) است. اما اگر برای یک بار هم شده، بنشینیم و فکر کنیم؛ می بینیم حجم خبرهای خوب یا اتفاقات مطلوب در حوزه ی محیط زیست کشور بسیار کمتر از اتفاقات ناگواری بود که هر روز در گوشه ای از مملکت در حال وقوع بود. بگذریم از چگونگی این رویدادها و اینکه چرا رشد افسار گسیخته، و نه توسعه، که همیشه با محیط زیست متناقض بوده در کنار رهاشدگی محیط زیست از طرف مسوولان و بی تدبیری و ترجیح منافع آنی بر منافع آتی مدیران و متولیان امور، باعث حال و روزی شده که می بینیم؛ می خوانیم یا می شنویم و بی تفاوت از کنار آن ها می گذریم.
اگر این روزها روزنامه ها و وبلاگ ها را نگاه میکردید اخبار زیادی درباره ی آتش سوزی در جنگل های غرب می دیدید. به عنوان مثال می توان به نامه ی کانون سلامت ژین به تاریخ بیست و چهارم مرداد سال جاری اشاره کرد که به برخی مسولان مملکت نوشته شده است و تقاضای اقدامی عاجل برای کنترل آتشسوزی در جنگلهای شهرستان مریوان داشته است. یا تعداد قابل توجهی از پستهای دیدهبان محیطزیست ایران از جمله آتش سوزی در جنگل های کرمانشاه، آتش سوزی در جنگل های بانه و آتش سوزی در جنگل های مریوان به این مساله پرداخته است. در تازهترین مورد از این خبرها که مصادف با واپسین روزهای تابستان بود؛ روزنامه اعتماد ملی در روز پنج شنبه از چهارمين آتشسوزي جنگلهاي بلوط گيلانغرب خبر داده است و آفتاب از آتش سوزی در جنگل های ایلام و در روزهای پاییز همشهری گزارشی در مورد این آتشسوزیها در استان کردستان منتشر کرد. یکی از نکات جالب این گزارش اختلاف فاحش از سطح سوختگی جنگلهای استان کردستان در ارقام ارایه شده توسط مدیر کل منابع طبیعی و مدیر کل محیط زیست استان است.
اینکه واقعا در این آتش سوزیها چه مقدار از سطح جنگلهای کشور نابود میشود؟ و اینکه اصلا چرا این اتش سوزی ها اتفاق میافتد؟ چه تعداد از آنها عمدی و چه میزان غیرعمد هستند؟ سازمانهای متولی در این زمینه تا چه حد به وظایف خود عمل میکنند؟ همه و همه نیازمند داشتن اطلاعات موثق است که برای اینجانب تقریبا فراهم نیست. بنابراین تنها به دانسته های قبلی و در نهایت بیان مقداری از امار و اطلاعات در مورد آتش سوزی در یکی از شهرستان های غرب کشور میپردازم که یکی از دوستان عزیز تعدادی عکس از آن فراهم کرده است.
شهرستان مریوان در غرب استان کردستان و در همسایگی کشور عراق با سطحی حدود ۲۲۵ هزار هکتار دارای ۹۴ هزار هکتار جنگل است یعنی چیزی حدود ۴۱ درصد از سطح این شهرستان را پوشش جنگلی فرا گرفته است. در سال جاری در این شهرستان بیش از سه هزار هکتار از جنگلها دچار آتشسوزی شدهاند که رقمی حدود سه درصد از کل جنگلهای شهرستان را تشکیل میدهند. در حالی که بر اساس بيانيهي مشترك تشكلهاي مردمي شهرستان مريوان، در سال قبل سطح آتش سوزیها حدود ۱۲۰ هکتار بوده است.
در ذکر علل آتش سوزیهای اخیر در جنگلهای غرب ایران، دلایل مختلفی بیان شده است چنانچه مدیر کل محترم منابع طبیعی استان کردستان یکی از علل عمده ی این آتشسوزیها را ضعف مسولان منابع طبیعی عراق، در آنسوی مرز، در کنترل آتشسوزی میداند!. از سوی دیگر مردم نیز علل این آتشسوزیها را بعضی نهادها میدانند که به نظر بسیار دور از ذهن میرسد. اما چرا امسال آمار آتش سوزی در این جنگلها به نسبت سالهای قبل افزایش یافته است؟ در اینجا برای پاسخ به این سوال از عوامل طبیعی و اجتماعی اقتصادی کمک میگیریم.
عامل طبیعی این مساله افزایش بارندگیها در سال جاری نسبت به سالهای پیش است. این بارندگیها در فصل مرطوب، باعث استقرار پوشش علفی غنی در کف جنگل شده، پس از پایان فصل مرطوب و با آغاز خشکی، پوشش کف خشک میشود و این مساله شرایط مساعدی را برای آتشسوزی فراهم میکند. اما چرا در تر سالیهای گذشته چنین اتفاقاتی با این وسعت رخ نمیداده است؟ به نظر می رسد پاسخ این سوال به نوعی در سخنان مدیر کل منابع طبیعی کردستان نیز وجود دارد. ایشان ادعا می کنند که "حضور دام در جنگل و مرتع کنترل شده است." واقعیت این است که این سالها، در بسیاري مناطق مرزی کشور، با رواج تجارت کالا از طریق مرز که در ادبیات رسمی آن را "قاچاق" مینامیم؛ دیگر کسی دنبال دامداری نیست. بسیاری از دامداران دیروز، عرصهی شهرها را برای کارهای مختلف بر عرصهی جنگلها و مواظبت از دام ترجیح داده اند. یکی از اساتید بیان می کرد در سال های گذشته، در حوزهی شهرستان آلوت در جنوب شهرستان بانه، حدود ۳۰ هزار راس بز مرغز وجو داشته در حالی که در سالهای اخیر به کمتر از ۵ هزار راس کاهش یافته است.
به این ترتیب با وجود پوشش کافی در کف جنگل و نبود دام برای چرای آن، شرایط لازم در فصل خشک برای آتش سوزی فراهم میشود. البته بر اساس سياست هاي رسمي سازمان جنگلها و مراتع، كاهش تعداد دام و خارج نمودن آن از عرصهي جنگلها، برنامهاي بلند مدت است كه بايستي اجرا شود. با پذيرفتن اين مساله و بدون پرداختن به چگونگي و علل كاهش دام در عرصهي جنگل هاي غرب كشور، خواه اين مساله در حوزهي اختيارات و بر اساس برنامههاي از پيش تنظيم شده باشد؛ خواه خارج از حوزهي قدرت و حتي تحليل ما جنگل بانان، ممكن است اين روند در سالهاي آتي نيز ادامه يابد. در اين صورت این سوال باقی میماند که آیا ادارات منابع طبیعی، امکانات کافی برای مهار این آتش سوزیها را دارند یا نه؟ و آیا برنامهی مشخصی برای جلوگیری از تکرار این حوادث در سالهای آینده طرحی شده است یا نه؟
به عنوان مثال، در ساير كشورهايي كه داراي عرصه هاي جنگلي شبيه به جنگلهاي زاگرس هستند؛ روش هاي مختلفي براي پيشگيري از آتش سوزي و كنترل آن به كار گرفته ميشود. از احداث برجهاي ديدهباني براي كنترل و خبر رساني در هنگام شروع آتشسوزي و نوارهاي آتش بر گرفته تا امكانات متنوع خاموش كردن آتش همانند هلي كوپتر و هواپيماهاي مخصوص اين كار.
ما اميدواريم نهادهاي متولي منابع طبيعي كشور با بررسي دقيق علل اين آتش سوزيها، اماكانات و وسايل لازم براي كنترل آنها را در سالهاي آتي فراهم نمايند.
در ادامه نيز چند تصوير از اتش سوزي هاي شهريور ماه امسال، در جنگلهاي سهرستان مريوان را ميتوانيد ببينيد. اين عكسها را آقايان آرمان رشيدي و كيوان رحيمي از اعضاي تشكل مردمي "کانون سلامت ژین" تهیه کردهاند که از آنها تشکر میشود.


